عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
28
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
سر بگريبان ساخت كه قادر بادامهء جنگ نيستم چنانچه ممكن است مهلتى قائل و متار كه اى برقرار داريد تا درد و رنج درونيم تسكين يابد . » منوچهر تقاضاى او را محترم داشته اجابت كرد سلم مصمّم شد كه حتّى القوه مقاومت كند و بعدا بقلعهاى كه مشتركا با تور در جزيرهءاى از جزاير درياى لان دارند گريزد كه در آن آذوقه و مهمّات فراوان داشت بدين منظور امر بساختن كشتيها و زورقهاى فراوان صادر نمود قارن كه از نقشهء او مطّلع گرديد منوچهر را گفت او چنين و چنان خواهد كرد و اگر به اين قلعه پناهنده شود مدّتى مديد قادر بمقاومت خواهد بود و ما نخواهيم توانست او را محاصره يا بر او دست يازيم صلاح آنست كه من قبلا بر آن قلعه دست يافته آن را تصرّف و راه را بر او سدّ كنم منوچهر جواب داد آنچه ميتوانى بكن . قارن با سيصد سوار ولى بدون مهمّات بساحل دريا رفته خود و كسانش بر يكى از كشتيهاى سلم نشستند چون بدرب قلعه رسيدند حكمران قلعه را احضار و انگشتر تور را به دو ارائه كرد حكمران هم قلعه را بر آنان گشود قارن با همراهان داخل شده پس از تصرّف قلعه كسان سلم و تور را از آن خارج نموده سرداران خود را در آن باقى گذاشت و خزائن بسيار در آن يافت و آنگاه بكشتى نشسته مراجعت نمود و بمحض رسيدن بساحل تمام كشتيها و زورقهاى سلم را طعمهء حريق ساخته نزد منوچهر بازگشت و شرح ما وقع اظهار داشت منوچهر به او تبريك گفته اظهار قدردانى نمود پس او را مخاطب ساخته گفت : « بدان كه كاكوى شيطان كه از اولاد ضحاك است بكمك سلم با ما بمخاصمه برخاسته و سلم با معاضدت وى خود را قادر بمقاومت با ما دانسته وضعيّت خود را بهتر تصوّر و در كار است شروع باقدام كند ضمنا بقدرى از قدرت و جرأت و شجاعت اين مرد تعريف و توصيف شنيدهام كه ميل دارم با او بمقابله پردازم . قارن گفت : فتح و ظفر با تو قرين و موفقيّتهاى پياپى چون عقد گهر با تو همنشين است . منوچهر پيغامى بدين مضمون به سلم فرستاد كه : بيش از حد لزوم استراحت كردى و با كاكوى شيطان درآميختى پس كى جنگ ميكنى ؟ سلم هم موقع را تعيين و سفيدهء صبح روز مزبور فريقين از اردوگاهها خارج شده بصفآرائى پرداختند . كاكوى نيز چون پيل مست بصحنهء كارزار وارد و به سلم ملحق گرديد . جنگ در كمال شدّت